سؤال ایران تصویر تماشا هنرپیشه ورزشگاه

سؤال: ایران تصویر تماشا هنرپیشه ورزشگاه استاديوم هنرپیشه زن بازی والیبال تیم ملی والیبال

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی واپسین توصیه احمدی‌نژاد به روحانی

سخت است در ساختمانی مشرف به بلندای پایتخت کشور عزیزمان ایران بنشینی و بخواهی راجع به «کهریزک» گفت وگو کنی. آن هم هنگامی که طرف مصاحبه از ناگفته هایی برایت بگوید

واپسین توصیه احمدی‌نژاد به روحانی

واپسین توصیه احمدی نژاد به روحانی

عبارات مهم : زندان

سخت است در ساختمانی مشرف به بلندای پایتخت کشور عزیزمان ایران بنشینی و بخواهی راجع به «کهریزک» گفت وگو کنی. آن هم هنگامی که طرف مصاحبه از ناگفته هایی برایت بگوید که یک سرش به اوضاع نگهداری زندانیانی خاص و خاص در کهریزک می رسد؛ نه جمعی دانشجو و جوان بی گناه. طبقه هفتم ساختمان مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام محل گفت وگوی ما با مدیر مرکز پژوهش های مجلس هست. با کاظم جلالی راجع به محورهای گوناگون حرف زدیم؛ ولی کهریزک نقطه اوج گفت وگو است.

واپسین توصیه احمدی‌نژاد به روحانی

به خاص اینکه جلالی نقبی به جلسه کمیسیون امنیت در مجلس ششم می زند و زوایای تازه ای از کهریزک را جلوی چشم ما باز می کند: «یک بار مسئولان انتظامی و قضائی راجع به فلسفه این زندان و جنایاتی که این افراد شرور انجام می دادند، گزارشی دادند که بعضی از اعضای کمیسیون اشک ریختند. از آن طرف هم کسانی که در آنجا مأمور بودند، تشخیص نمی دادند چه کسی چه کاره است». لحظاتی مکث می کنیم. زندان کهریزک جای افرادی بوده که به لحاظ اخلاقی خیلی دردسرساز بودند؛ نه جوانانی که شاید در زندگی ارزش حتی یک بار گذرشان به یک بازداشتگاه راحت نیفتاده بود. کاظم جلالی ابایی ندارد از اینکه به تأثیر حضور فرزند روح الامینی در پیگیری به اوضاع کهریزک اشاره کند؛ هرچند همان جا می گوید «روند پیگیری به پرونده کهریزک پیش از ماجرای روح الامینی در دستور کار بود».

جلالی در بخش دیگری از گفت وگو به واپسین توصیه احمدی نژاد به روحانی راجع به برادران لاریجانی اشاره می کند: «زمانی که آقای دکتر روحانی ریاست جمهوری را در سال ٩٢ تحویل می گرفت، معمولا مدیر جمهور سابق بعد از مراسم تنفیذ، از بیت مقام معظم رهبری به ریاست جمهوری رفته و آنجا را تحویل می دهند. آنجا آقای احمدی نژاد به آقای روحانی می گوید ما که رفتیم؛ ولی مراقب این دو برادر باش. بدبختت می کنند». جمله ای که نشانگر عمق کینه او از برادران لاریجانی هست. جلالی را نمی توان صرفا با صفت «یار نزدیک به لاریجانی» توصیف کرد. او به یک روایت، شیفته لاریجانی هست.

سخت است در ساختمانی مشرف به بلندای پایتخت کشور عزیزمان ایران بنشینی و بخواهی راجع به «کهریزک» گفت وگو کنی. آن هم هنگامی که طرف مصاحبه از ناگفته هایی برایت بگوید

شما با لیست امید به مجلس آمدید و بعد دیگر چندان با این لیست هم راستا نبودید. دلیلش چه بود؟

بنده چهار دوره در مجلس بودم و داوطلب حضور در انتخابات دوره دهم نبودم؛ حتی دنبال این بودم که کاندیدا نشوم. الزاماتی در روز آخر عضویت به وجود آمد و دکتر لاریجانی امر فرمودند و مذاکره مفصلی در عصر روز آخر عضویت با ایشان داشتیم. ایشان نامه ای جهت دعوت حقیر نوشتند و در نتیجه در انتخابات شرکت کردم. همان وقت بحث هایی بود که فهرست ائتلافی و یکسان داده شود و در اصل آنچه بعدها با نام لیست امید و اصلاح طلبی نامیده شد، در اصل همان فهرست ائتلافی بین سه گروه «اصلاح طلب»، «اعتدال و توسعه» و «اصولگرایان معتدل» بود. مورد بعدی اینکه بنده قبل از انتخابات با هیچ کسی جهت اینکه در فهرست باشم، مذاکره نداشتم.

ولی جلسه هایی با آقای واعظی و دوستان دیگر داشتید.

گفت وگوهایی بین جریان ما و حزب اعتدال و توسعه بود.

واپسین توصیه احمدی‌نژاد به روحانی

بعد نمی توانید بگویید قصدی جهت حضور در انتخابات نداشتید. در حال زمینه سازی بودید.

این علت نمی شود. بنده با عنایت به دوستی دیرینه ام با دکتر واعظی از طرف جریان خودمان مذاکراتی داشتیم. خیلی ها کاندیدای مجلس نیستند و مذاکره جریانی با گروه های سیاسی دارند. نمونه اش مهندس باهنر که عضویت نکرد؛ ولی یک فعال سیاسی است و در مذاکرات گروه های اصولگرا جهت بستن لیست حضور داشت. جلسه های ما صرفا با دکتر واعظی و بعضی از اعضای حزب اعتدال و توسعه بود و لاغیر.

سخت است در ساختمانی مشرف به بلندای پایتخت کشور عزیزمان ایران بنشینی و بخواهی راجع به «کهریزک» گفت وگو کنی. آن هم هنگامی که طرف مصاحبه از ناگفته هایی برایت بگوید

ایده شکل گرفتن جمع بین شما و آقای واعظی از طرف چه کسی بود؟

به یاد ندارم؛ بالاخره از یک جا شروع شد و ائتلافی این چنین ایجاد شده است بود و قرار بود هر جریانی ١٠ نفر داشته باشند. البته ما با اصلاح طلب ها گفت وگو نداشتیم. اینها بین ما و اعتدال و توسعه گذشت؛ این را که اصلاح طلب ها و حزب اعتدال و توسعه چطور با هم صحبت کردند، در جریان نیستم. ما از کلیات خبر داشتیم. نهایتا این بحث معرفی ١٠ نفرها مطرح شد و از دوستان ما خیلی هایشان امید نداشتند که در پایتخت کشور عزیزمان ایران یک لیست رأی بیاورد. حتی ایام انتخابات هم خیلی ها تحلیل ارزش این بود که مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران تلفیقی رأی خواهند دادند.

اینکه خیلی ها تحلیل می کردند که این بار در پایتخت کشور عزیزمان ایران یک فهرست واحد رأی نمی آورد، فراگیر بود. به عنوان نمونه روز چهارشنبه ای که جمعه اش روز انتخابات بود؛ یعنی پنج اسفند ٩٤ بنده و آقای وکیلی نماینده پایتخت کشور عزیزمان ایران در جایی گفت وگوی مشترکی با جمعی از مردم داشتیم. در حاشیه از ایشان پرسیدم اوضاع را چگونه می بینید، گفتند من فکر می کنم در مرحله اول حدود ١٠ نفر از فهرست ما و چند نفر هم از فهرست اصولگرایان رأی می آورند و بقیه هم می افتند دور دوم. براساس همین تحلیل ها بعضی دوستان قبل از شروع تبلیغات و در همان فرصتی که وقت عوض کردن حوزه انتخابیه داشتند، به شهرستان های خودشان رفتند.

واپسین توصیه احمدی‌نژاد به روحانی

منظورتان لیست امید است؟

بله، البته ابتدا لیست امید نامیده نمی شد، اول به نام ائتلاف ٩٢ بود که بعضی دوستان می گفتند الان سال ٩٤ هستیم و این چه معنایی دارد که بگوییم ائتلاف ٩٢ و این مردم را به اشتباه می اندازد.

قبل از انتخابات با آقای عارف جلسه ای نداشتید؟

از زمانی که ایشان معاون اولی مدیر جمهوری را ترک کردند تا زمانی که لیست امید بسته شد و حتی نخستین جلسه لیست امید هم برگزار شد و بدون حضور بنده تصویر ٢٩ نفره انداختند، من ایشان را زیارت نکردم تا اینکه در دومین جلسه که حزب اعتدال و توسعه دورهمی شامی در میهمان سرای وزارت امور خارجه برگزار کرد، تازه دکتر عارف را زیارت کردم. در این مدت ١٠ ساله، نه تلفنی حرف زدیم نه با هم جلسه ای داشتیم و نه جایی همدیگر را دیدیم.

آیا صحبتی سیاسی در جلسه شام اعتدال و توسعه با هم نداشتید؟

خیر. آن شب جلسه ای بود جهت معارفه دوستان ٣٠نفره لیست امید. جالب است بدانید در روز راهپیمایی بیست ودوم بهمن ٩٤ خبرنگاری از من پرسید که شما در چه لیستی خواهید بود؟ پاسخ دادم من یک کاندیدای مستقل هستم و این دقیقا یک هفته قبل از شروع رسمی تبلیغات انتخابات بود. این مصاحبه را می توانید در اینترنت جست وجو کنید.

میثاق نامه امضا کردید؟

اصلا دراین باره نه با من گفت وگو شد و نه به من چیزی داده شد. یک شب منزل آقای علی مطهری بودم، ایشان راجع به لیست صدای ملت مشورت می کرد، از ایشان پرسیدم شما چیزی به نام میثاق نامه امضا کرده اید؟ گفت فرمی بود که احوال شخصیه بود و پر کردم. جالب است بدانید حتی جهت پرکردن این فرم هم از من درخواستی نشد.

آقای مطهری افزود که آخر فرم آمده بود که تعهد می کنم در فراکسیونی که تشکیل می شود عضو باشم. آقای مطهری گفت آن قسمت را خط زدم و گفتم دراین باره بعدا تصمیم می گیرم. ولی نه کسی به من فرمی داد و نه فرمی پر کردم. حزب اعتدال و توسعه تماس گرفته بود که باید فرمی را پُر کنم، سریعا با آقای واعظی تماس گرفتم و با تندی گلایه کردم که قرارمان این نبود و من اهل فرم پرکردن و تعهددادن نیستم. تعهد من با خدا و مردم هست. ایشان آنجا عذرخواهی کردند و گفتند اشتباه شده است و اصلا نباید با شما تماس می گرفتند.

بعد شما بدون هیچ ادای دینی به هر ارگان و حزبی آمده اید؟

اینهایی که عرض کردم صادقانه و خالصانه هست؛ اگر کسی سندی دارد که من گفت وگو کرده یا جلسه ای با کسی داشته ام ارائه دهد.

بعد نام شما چطور وارد لیست شده؟

من که بی شناسنامه نبودم.

یعنی یک جریان نام شما را وارد لیست کرده است؟

بله من که پاسخ دادم. باید بروید در فضای سال ٩٢ و سال ٩٤. دوستان به شدت علاقه مند به ائتلاف بودند و حتی دکتر عارف در چندین صحبت و مصاحبه اشاره کردند که این لیست ائتلافی بود. ما هم جریانی بودیم که در مجلس با محوریت آقای دکتر لاریجانی به دنبال عقلانیت و اعتدال به معنای درست آن بودیم و در مجلس و بیرون آن در برابر تندروی ها ایستادیم. آبرو گذاشتیم و هزینه دادیم.

آیا به دیدار با آقای خاتمی نرفتید؟

اصلا مطلع نشدم. کسی به من نگفت.

بعد از آن صحبت ها، آقای عارف به شما گلایه نکردند؟

همیشه با دکتر عارف مشورت داشتیم و داریم. ایشان را شخصیتی ارزنده و سرمایه ملی می دانم. در مجلس با هم تعامل داریم. از چیزی که متأسف می شوم اینجاست که همه کارنامه های اشخاص را به یک سری پرسشها فرعی گره می زنیم که به نظرم مسئله زاست.

مثلا من به لحاظ مواضع سیاسی تصورم این است که در ١٦، ١٧ سال در مجلس تفاوتی نداشتم و عقلانیت، خرد، اعتدال، آرامش، درست کارکردن جهت کشور، پرسشها مهم کشور را دیدن، پرسشها مهم را فرعی نکردن و برعکس، از اول هم می گفتم به همین علت یک روز تندروهای اصلاحات با لودر از رویمان رد شدند و روزی دیگر تندروهای اصولگرا و بعد که رأی آوردیم به جریان تعیین مدیر مجلس رسیدیم و یک باره اصلاح طلب ها از روی ما مجددا رد شدند. بالاخره من اگر در این لیست بودم همه می دانند به شکل تابلودار دوست آقای لاریجانی هستم. بدیهی است اگر قرار باشد دکتر لاریجانی در مجلس باشد قطعا جهت ریاست به او رأی خواهم داد و این مسئله راجع به من مثل روز روشن بود.

بحث این است که آیا در لیست امید بودید و به نفع آقای لاریجانی کار کردید.

اتفاقا مسئله ما با همین سؤال هست. مگر قبلش تصمیم گرفته شده است بود و تعهدی داده بودیم که مدیر مجلس چه کسی باشد که ما خلاف عهدمان عمل کرده باشیم؟ آیا همه کارنامه های آدم ها را گره به موضوعی مثل ریاست مجلس می زنید؟ مصاحبه من با خبرآنلاین را ببینید که دقیقا در وقت تبلیغات انتخابات در سال ٩٤ هست. در آنجا به خیلی از پرسشها اشاره کردم. دو، سه بار در تجمعات لیست امید شرکت کردم. در تجمع خیابان حجاب و در یک دانشگاه و در اسلامشهر. در سالن حجاب فکر کنم ٣٠ نفر بودند و دکتر عارف هم نشسته بودند. قریب به این مضمون، گفتم مفتخریم در لیستی هستیم که از پیش در مورد مدیر مجلس تصمیم نگرفته ایم و بعد که وارد شدیم تصمیم خواهیم گرفت.

چرا باید کسی سابقه و کارنامه من را جهت ریاست مجلس گروگان بگیرد؟ موضع من در مورد مدیر مجلس خیلی روشن بود. بعدها دیدم آقای عطریانفر و خیلی از منصفان جریان اصلاح طلبی هم همین را گفتند. گفتند از آقای جلالی انتظار داشتید که رفیق آقای لاریجانی باشد، در لیست هم باشد و به کس دیگری رأی بدهد؟ من اگر رفیق آقای لاریجانی بودم و به زور و اجبار ایشان کاندیدا شدم و بعد در مسئله مدیر مجلس به فردی غیر از ایشان رأی می دادم، آیا از نظر شما آدم قابل اعتمادی بودم؟ معلوم است تصدیق می کنید که باید به مبانی دوستی خودم وفادار باشم.

سوای سابقه دوستی تان با آقای لاریجانی، اگر بخواهید جهت مدیریت مجلس بین عارف و لاریجانی به یکی رأی دهید، کدام گزینه مدنظرتان خواهد بود؟

اگر قرار باشد در اداره مجلس بین دکتر لاریجانی و دکتر عارف گزینش کنم، حتما ضمن احترام به دکتر عارف و تجلیل از شخصیت ارزنده ایشان، به دکتر لاریجانی رأی می دادم و می دهم و خواهم داد، چون دکتر لاریجانی را در اداره مجلس و حکمت نظری و عملی انسان شاخص و سرآمد و توانمندی می دانم و این را در جریان همکاری ١٠ ساله با ایشان پیدا کرده ام.

این روزها از حکم آقای مرتضوی جهت جریان کهریزک صحبت می شود. شما سخنگوی کمیته بررسی زندان ها بودید و به بازداشتگاه ها سرکشی کردید. آن وقت در گزارشی که خواندید از دو نفر از نامزدها انتقاد کردید که آیا قانون شکنی کرده اند. گزارش کمیته را بی طرفانه ارزیابی می کنید؟

دوباره این سؤالات را می پرسید و برایمان هزینه تراشی می کنید. الان باید به پرسشها مهم کشور که در حوزه اقتصاد است بپردازیم، ولی اگر گزارش را بخوانید از کسی دفاع نشده هست. انتقاد در حد یک پاراگراف و البته قابل دفاع هم بود که اتفاقا صداوسیما خیلی آن را برجسته کرده بود. بعضی آدم های منصف از جریان اصلاح طلبی همان وقت با من تماس گرفتند و گفتند این چه گزارشی است که داده اید، من گفتم شما متن گزارش را کامل بخوانید و بعد قضاوت کنید. همان ها هنگامی که متن را خواندند گفتند این یک گام به پیش بود و شما منصفانه واکنش‌ها کردید. آنجا بحثمان این نبود که به ماجرای انتخابات ریاست جمهوری بپردازیم. بحثمان این بود که چه اتفاقاتی رخ داده است و در مورد تک تک اتفاقات صحبت کردیم. ابتدا از زندان اوین دیدار کردیم. به ما گفته بودند ظرفیت زندان اوین پر است و باید همه واکسن مننژیت می زدند. رفتیم در زندان اوین دیدیم ظرفیت خالی است و به همین علت زندانیان کهریزک را به زندان اوین آوردند و مسئولان زندان تزریق واکسن مننژیت را غیرضروری می دانستند و دو ساعت با زندانیانی که از کهریزک انتقال یافته شده است بودند گفت وگو کردیم.

ماجرای گفت وگویتان چه بود؟

در آن ملاقات اعضای کمیته، از جمله مردها بروجردی، حیدرپور، سردار کرمی، نماینده کرمان و تجری در زندان اوین با این افراد ملاقات کردیم. هنگامی که از ماجراهایی که در زندان کهریزک بر آنها گذشته بود تعریف می کردند همه ما گریه می کردیم و آقای بروجردی هم بغض کرده و چون مدیر و اداره کننده جلسه بود خودش را کنترل می کرد و گریه نمی کرد. فرزند ها خاطرات تلخی را از کهریزک نقل کردند. ما تا ساعت ١٢ شب در زندان اوین ماندیم. بخش زیادی از افراد آزاد شدند. قبل از رفتن به زندان، شایعه ای به شکل وسیع در رسانه ها شکل گرفته بود که یک سری آدم گم شده است اند. در آنجا بررسی کردیم و نتیجه آن شد که افرادی که به زندان می رفتند به علت اینکه برایشان سوءسابقه نشود، نام جعلی را می گفتند و از هویت خودشان چیزی نمی گفتند و خانواده ها با نام مهم دنبالشان می گشتند. بنابراین تصور گم شدن اشخاص برایمان روشن شد و همان وقت من مصاحبه کردم و توضیح دادم.

بعد کسی در آن قضیه گم یا مفقود نبود.

خیر؛ البته اوایل این بحث ها خیلی داغ بود. ما با فرزند ها صحبت کردیم که خانواده هایتان در بیرون دلواپس شما هستند و شما هویت مهم خودتان را اعلام کنید تا از نگرانی درآیند.

از خاطرات آن ملاقات برایمان بگویید، خاطره ای که هنوز گوشه ذهنتان سنگینی می کند.

اساسا کهریزک محیطی جهت بردن افرادی از این ظاهر نبود. چون آنجا افرادی بودند که به لحاظ اخلاقی خیلی دردسرساز بودند و به یاد دارم که یک بار مسئولان انتظامی و قضائی در کمیسیون امنیت ملی در مجلس ششم درخصوص فلسفه این زندان و جنایاتی که این افراد شرور انجام می دادند، گزارشی دادند که بعضی از اعضای کمیسیون اشک ریختند. از آن طرف هم کسانی که در آنجا مأمور بودند تشخیص نمی دادند چه کسی چه کاره هست. هرکسی وارد آن محیط می شد، یک استانداردی داشتند که با آن استاندارد برخورد می کردند؛ مثل اینکه دست شما زیر پرس باشد، دستتان را پرس می کند و برایش با آهن فرقی ندارد. بنابراین آنجا از جهت کتک زدن و نوع رفتارهایی که نسبت به این فرزند ها اعمال شده است بود، بسیار خلاف شأن و نامناسب بود. آن وقت گفتند به این علت این افراد را به کهریزک بردیم که جا نبود و ما به زندان اوین که رفتیم، دیدیم اتفاقا جا است و اینها دروغ گفتند. همه آنهایی را که به کهریزک برده بودند به زندان اوین انتقال یافته کردند و بعد مشخص شد که عنوان کمبود جا از اساس کذب بود.

شما با آنها که کهریزک بودند، صحبت کردید و اشک ریخته اید. بعد از مدت ها حکم آقای مرتضوی از پنج سال به دو سال حبس تقلیل می یابد. از حکم ارائه شده است راضی هستید؟

در مقام قضاوت نمی خواهم قرار بگیرم و قاضی هم نیستم. ولی به نظرم یکی از جاهایی که حتما نظام ظرفیت خودترمیمی خودش را نشان داد، اینجاست. در همان وقت مقام معظم رهبری شخصا دستور تعطیلی کهریزک را دادند و بیشترین پیگیری از ناحیه ایشان انجام شد. در مجموعه نظام قرار بر این بود که از این افراد دلجویی شود. چند نفر هم در این اتفاق کشته شدند. مورد مشهورش مرحوم روح الامینی بود. طبیعی است این واکنش‌ها و اتفاقی که افتاد این طور نبود که به آسانی قابل گذشتن باشد و امیدواریم چنین رفتارهایی در داخل سیستم تکرار نشود ولی در آن وقت اول رهبری و بعد، از طرف مجلس و دستگاه قضا همه مصمم بودند این اتفاق را ترمیم کنند. ولی در مورد اینکه حکم چیست و مقدماتش چه بوده، نمی دانم. ضمن اینکه آن وقت آقای مرتضوی می گفت در شرف دفاع از رساله دکترایم بودم و خودش هم گرفتار بود و بعضی کارها را به معاونانش واگذار کرده بود.

در زمانی که ماجرای کهریزک رخ داد؟

بله. همان وقت بعضی جلسه هایی که داشتیم با معاونان ایشان برگزار می شد.

کهریزک چگونه تعطیل شد؟

مقام معظم رهبری دستور تعطیلی را دادند و آقای جلیلی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی مصاحبه کردند و گفتند جایی بود که طبق استاندارد نبوده و رهبری دستور تعطیلی آن را داده اند. فردای آن روز من در مصاحبه نام کهریزک را بردم.

این گفته را قبول دارید که اگر پسر آقای روح الامینی در آن جریان کشته نمی شد، شاید ماجرای کهریزک به این وسعت رسانه ای نمی شد؟

بالاخره فوت آقای روح الامینی بی تأثیر نبود ولی تنها عامل پیگیری هم نبود؛ شاید پیگیری ها را تسریع و زیاد برجسته کرد.

در گزارش خواندم بار اول که رفتید اجازه ملاقات با زندانیان را ندادند.

خیر؛ بار اول با زندانیان ملاقات کردیم و تا ١٢ شب در زندان ماندیم و بسیاری همان شب حضور ما آزاد شدند و ما آنها را هنگام آزادی مشایعت کردیم و روزهای بعد به بندهای ٢٠٩ و ٢٠٤ رفتیم و با بعضی از زندانیان به شکل رندم ملاقات کردیم که در بین این ملاقات شوندگان مردها قوچانی و امام هم بودند.

در مورد ماجرای حمله به کوی دانشگاه و مجتمع سبحان آقای لاریجانی چه واکنشی داشتند؟

ایشان از مجتمع سبحان دیدار کردند. انصافا آقای دکتر لاریجانی خیلی دلسوزانه پیگیری می کردند و مرتبا از ما گزارش می خواستند. بعضی ها به ایشان نامه می نوشتند، به ما با دستور ارجاع می داد حتی به یاد دارم که در روزهای تعطیل هم با پیک مجلس نامه را به در منزل ما می آوردند و ما سریعا با مسئولان تماس می گرفتیم و کار هرروزه ما پیگیری و گزارش دهی بود.

بحث کوی چه بود و چگونه پیگیری شد؟

یک روز من در دانشگاه امام صادق(ع) بودم که آقای نادران با من تماس گرفت و گفت فلانی هرچه در دست داری زمین بگذار و سریع به کوی بیا. سریع رفتم؛ آقای نادران بود و بعد مردها زاکانی و سروری هم اضافه شدند. دانشجویانی هم که با ما صحبت می کردند دانشجویان بسیجی و متدینی بودند و از اینکه کتک خورده اند شدیدا شکایت داشتند و اتفاقا ملاقات و جلسه ما با آنها در داخل نمازخانه بود و با آنها نماز خواندیم و حرف زدیم و در دفتر بسیج جلسه گرفتیم.

معلوم شد چه کسانی بودند؟

یک سری تصویرهای انداخته بودند که به ما نشان دادند. این تصویرهای از کتک خوردن خودشان و تخریب اتاق ها و وسایل بود. دانشجویان اصرار داشتند از کوی نروید و شب نزد ما بمانید؛ ما می ترسیم؛ ممکن است دوباره در شب به ما حمله کنند. من دیدم فاجعه خیلی عمیق است بنابراين از همان جا با دکتر لاریجانی تماس تلفنی گرفتم و کل ماجرا را جهت ایشان تعریف کردم. بعد از آرام کردن دانشجویان با مردها دسته جمعی مستقیم از کوی به دفتر دکتر لاریجانی رفتیم که اتفاقا ایشان در دفتر نبود و مدتی گذشت تا برگشتند و به من گفتند رفتم دفتر آقا تا گزارش شما را انتقال دهم و نهایتا بعد از بحث و تبادل نظر قرار شد کمیته ای به ریاست آقای ابوترابی و عضویت بنده و مردها نادران، زاکانی و سروری و عباسپور و کاتوزیان تشکیل شود. ما کمیته ای شدیم که کار آن هیچ گاه منتج به تدوین یک گزارش نشد. علی رغم پرونده کهریزک؛ جلسات تدوین گزارش تشکیل نمی شد.

چرا؟

تک تک اعضا مایل به کار بودند. چند بار من به حاج آقا ابوترابی گفتم. ایشان گفت فلانی خودت بنشین و گزارش را بنویس. من گفتم دارم گزارش کهریزک را می نویسم. دیگر نه هنگامی که دارم و نه توانی. انصافا آن روزها خیلی گرفتار بودیم و جلسات مکرری در مجلس حتی با خانواده های دستگیرشدگان داشتیم و گویا دیگر کسی حاضر به نگارش نشد و مشمول مرور وقت شد.

توصیه شده است بود یا سنگ اندازی؟

هیچ کدام. به نظرم تکرار حوادث و گرفتاری ها، آن را مشمول مرور وقت کرد. رهبری از آن اتفاق به عنوان جنایت نام برده بودند. بخشی از دانشجویان را دستگیر کرده و به وزارت کشور برده بودند.

طبقه منفی چهار وزارت کشور که آن وقت در موردش حرف بود؟

نمی دانم نامش چیست. ولی خیلی سریع کمیته آنجا رفت. با احترام برایشان لباس خریداری و عذرخواهی شد.

مشخص شد مهاجمان به کوی چه کسانی بودند؟ سازماندهی شده است بودند یا نه.

پیگیری های خوبی شد ولی منتج به نوشتن گزارش نشد.

آذر ماه ٨٨ هنگامی که قرار بود گزارشی در صحن مجلس ارائه شود، آقای مرتضوی صبح همان روز به مجلس رفت و قرائت گزارش به بعد موکول شد. آمدن ایشان تأثیری در این کار داشت؟

یادم نمی آید آقای مرتضوی آمده یا نه ولی ایشان در جریان گزارش هیچ اقدام منفی اي جهت تأثیرگذاری بر گزارش انجام نداد. ولی در قرائت گزارش تأخیر بود چون باید به تأیید اعضا می رسید و ما چندین جلسه داشتیم. ابتدا گزارش اولیه آماده شد و نقدهای زیادی به آن وارد شد و چند بار گزارش رفت و برگشت تا نهایتا چیزی که شنیدید قرائت شد. من هم گزارش را در جلسه علنی مجلس قرائت کردم. خودم را جهت اتفاقی در داخل مجلس آماده کرده بودم و چندین کپی از گزارش در جیب های متفاوت داشتم که اگر پاره شد، داشته باشم.

از سمت آقای مرتضوی یا دوستانشان ترساندن شدید؟

خیر. حتی ایشان گلایه هم نکردند.

از سمت نمایندگان موافقشان چطور؟

فقط تیم مسئول، از گزارش خبر داشتند. تلاش ما بر این بود که منصفانه کار را انجام دهیم. حتی اگر به مصاحبه های ما دقت کنید، بحثمان این بود که در سیستم اختلالی ایجاد شده است ولی جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران این ظرفیت را دارد که اختلال را برطرف کند.

آن وقت استدلالمان این بود. بحث ما این بود که اگر اشتباهاتی انجام داده ایم، آیا باید افراد به دیگران و خارج از نظام شکایت کنند. بالاخره مجلس، منزل ملت است و مردم باید احساس کنند اگر در جایی مورد ظلم بودند، در درون نظام و در مجلس مسئولان پیگیری می کنند. انصافا هم خیلی مؤثر بود. الان زمانش گذشته ولی خاطرات زیادی دارم از تلفن ها و پیگیری هایی که بود. به گونه ای که همه احساس کرده بودند ملجائی درون سیستم وجود دارد بدون اینکه قضاوتی نسبت به پرسشها دیگر داشته باشد، کار را به سامان می رساند. مقطعی از بس این عنوان را فشرده پیگیری کردیم، بیمار شدیم. از این جهت این اتفاق خوب بود که اوضاع خودترمیمی در نظام وجود داشت.

در این مدت آقای احمدی نژاد خیلی خانواده آقای لاریجانی را نقد کرده اند. سکوت آقای لاریجانی عجیب نیست.

در مورد دکتر لاریجانی انصافا آنچه در وجود ایشان می بینم این است که پرسشها کلان کشور خیلی ذهن ایشان را مشغول کرده است و به پرسشها فرعی اهمیت نمی دهند. ایشان خیلی دلواپس اوضاع اقتصادی کشور هستند و الان خیلی وقت می گذارند. به عنوان نمونه روی همین مسئله مؤسسات غیرمجاز جهت احقاق حقوق مردم همت کردند و جهت هماهنگی بین قوه قضائیه و بانک مرکزی خیلی وقت گذاشتند. الان حدود ٢٠ چالش مهم کشور را در حوزه اقتصاد احصا کرده اند و مرکز پژوهش ها را مکلف به بررسی و ارائه گزارش به همراه راهکار كرده اند که نخستین آن گزارش صندوق تأمین اجتماعی بود که به مجلس ارائه شد.

خب اگر در لحظه به بعضی پرسشها پاسخ داده نشود، شائبه ایجاد می شود؛ گویی رابطه احمدی نژاد و لاریجانی ها چندان مساعده نبوده و نیست؟

البته؛ راجع به اینکه آقای احمدی نژاد ذهنیتی نسبت به رؤسای دو قوه داشته هست، خاطره ای را عرض می کنم. زمانی که آقای دکتر روحانی ریاست جمهوری را در سال ٩٢ تحویل می گرفت، معمولا مدیر جمهور سابق بعد از مراسم تنفیذ از بیت مقام معظم رهبری به ریاست جمهوری رفته و آنجا را تحویل می دهد. ظاهرا آنجا آقای احمدی نژاد به آقای روحانی می گوید ما که رفتیم، ولی مراقب این دو برادر باش، بدبختت می کنند. تا جایی که تحلیل ماست، در ذهن آقای روحانی هم این گفته بی تأثیر نبوده هست؛ اگرچه ایشان بعدا متوجه شدند دکتر لاریجانی دنبال این است که به ایشان صادقانه در جهت اداره درست کشور و حل چالش ها کمک کند.

البته هیچ خانواده و فردی بدون نقص نیست. نقدکردن دستگاه قضا کار مشکل نیست. شاید همه نقدهایی به دستگاه قضا داشته باشیم. یا مجلس را می توان نقد کرد و حتما نقدهایی هم وجود دارد؛ ولی قضاوت و برایند من از ١٠ سال حضور دکتر لاریجانی در مجلس، این است که خیلی خوب توانستند مجلس را اداره کنند و با حکمت کار می کنند. به عنوان مدیر مرکز پژوهش ها باید بگویم یکی از مشتریان پروپاقرص ما در خواندن گزارش‎ ها، آقای لاریجانی اند. نامه ها و گزارش های ما را خوب می خوانند و حاشیه نویسی می کنند. خیلی روی پرسشها کلان کشور وقت می گذارند؛ ولی آیا راجع به یک خانواده می توان به یک شکل قضاوت کرد؟ البته خیر.

در یکشنبه سیاه، در فیلمی که ارائه شد، مواردی بود. هیچ گاه ندیدیم نتیجه پیگیری به آن ماجرا چه شد و دستگاه قضا چه نظارتی بر آن شائبه کرد و نتیجه پیگیری ها چه بود؟

شاید در عمرم آقای فاضل لاریجانی را ندیده باشم و شناختی از ایشان ندارم؛ ولی اگر به متن نواری که وجود دارد نگاه کنید، اقدام مجرمانه ای دیده نمی شود. جهت نمونه، فردی می گوید خوب است شما دفتری داشته باشید، ایشان می گوید خوب هست. آن فرد می گوید دفتر شما ویلایی باشد یا آپارتمان؟ البته در آنجا طمع را می بینیم و اینکه در شأن ایشان این گونه صحبت کردن نبود. این صحیح هست؛ ولی فیلم برداری از یک فرد به خاص با نشانه سوءاستفاده سیاسی، جرم است.

آقای احمدی نژاد ادعاهایی راجع به حمله به سفارت انگلیس مطرح کرده و اینکه حمله به سفارت را منتسب به بعضی جریان ها و افراد می داند. یا گفته آیا صداوسیما آن واقعه را مستقیم نشان می داد. این حرف ها به نظرتان عجیب نیست؟ کد خاصی می دهند؟

نظر ما و دکتر لاریجانی راجع به بحث سفارت براق بود. ما مخالف بودیم و همان وقت هم مخالفت خود را ابراز کردیم. مصاحبه ها و صحبت های آن وقت را ببینید. بعدها که مقام معظم رهبری بر خطابودن این کار صحه گذاشتند، به خیلی از دوستان می گفتیم دیدید ما آن وقت بهتر متوجه راه درست بودیم. آنهایی که جلوی سفارت انگلیس صحبت کردند، آن وقت در تیم آقای احمدی نژاد بودند و ایشان را تأیید می کردند.

اما اینکه آیا تلویزیون مستقیم پخش می کرد، این نقدی است که ما هم داریم. نقدی که آن وقت داشتیم، این بود که اگر قصد کم کردن روابط با انگلیس وجود دارد، اگرچه مجلس می تواند در این زمینه تصمیم بگیرد؛ ولی بهتر است خود دولت و وزارت امور خارجه تصمیم بگیرد. مگر دولت انقلابی نیست؟ ولی دوستانی که بیشترین حمایت را از آقای احمدی نژاد داشتند، می گفتند در مجلس تصمیم بگیریم. جالب است همان وقت هم اگر کسی چیزی خلاف این می گفت، می گفتند شما مرعوب انگلیس هستید. منتسب کردن آن اقدام شتاب زده و احساسی به یک جریان عقلانی در داخل کشور، نه منصفانه است و نه پذیرفتنی؛ ولی راجع به اینکه بعدا کسی نماینده شد و با افسر اطلاعاتی ارتباط داشت، نمی دانم کیست. قاعدتا ظن شما به من که نیست (با خنده)؛ من وزارت خارجه ای هستم و هیچ ملاقات خارجی در عمرم بدون کارشناس انجام نداده ام.

ایشان می گوید بدون کارشناس بوده.

اگر کسی این کار را کرده و علی رغم مصلحت ملی کار کرده، سند و مدرک ارائه دهند که با ایشان برخورد شود.

آیا آقای احمدی نژاد قبلا این اسناد را رو نکرده بود؟

حرف شما کاملا درست هست. ما باید از نظامِ خودمان، صیانت کنیم و اگر کسی خلافی کرد یا بالاتر خیانتی مرتکب شد باید سریعا از کانال های درون نظام پیگیری کرد و نیازی به جنجال و فضاسازی و تخریب نیست. ولی به یک توصیه توجه کنیم، این را صادقانه می گویم امثال من سر سفره انقلاب نشسته ایم و کاری جهت انقلاب نکرده ایم ولی خیلی ها شهید و جانباز و قطع نخاع شدند. با این نظام این طور برخورد نکنیم. طوری واکنش‌ها می کنیم که انگار این نظام نعوذبالله مافیایی است و همه دزد هستند. واقعیت این طور نیست. این صحبت ها باعث بی اعتمادی مردم می شود. اگر کسی سند و مدرکی دارد باید به دستگا ه های صالحه بدهد. گاهی می گویند هیچ دستگاهی را صالح نمی دانیم؛ که این هم بی انصافی است ولی با این حال، رهبری را که صالح می دانید. این اسناد را دسته بندی کرده و به دست رهبری برسانید که ایشان برخورد کنند.

البته تعداد پرونده ها و موارد فساد رو به فزونی گذاشته، نمی توان منکر این واقعیت شد، مردم رفته رفته اعتمادشان را از دست می دهند.

دو عنوان را باید از هم تفکیک کنیم، اول اینکه در مجموعه کشور ما در بحث اختلاس ها پرسشها ناگواری رخ داد. این پرسشها ناگوار حتما باید از طریق دستگاه های قضا و ارگان های بازرسی کننده مورد بررسی قرار گیرد. زمانی که جریان سه هزار میلیاردتومانی اتفاق افتاد مطلبی نوشتم و از آن اتفاق به عنوان جنایت بزرگ نام بردم. ولی توصیه دوم به ما مسئولان برمی گردد. همه می خواهیم اپوزیسیون نظام شویم درحالی که همه از نردبان همین نظام اوج رفتیم و مسئول شدیم و همه در ناهنجاری ها مسئول هستیم، حال صرفا جهت رأی آوردن و مقبول شدن و جلوه کردن نزد مردم، مرتب صحبت می کنیم و بدون اقدام و عمل دلسوزانه، مرتب بر طبل بعضی پرسشها می زنیم تا شاید جهت خودمان آبرویی کسب کنیم که این اشتباه است.

اینکه همه طوری صحبت کنند که فرافکنی کنند این غلط است همه مان در این زمینه مقصر هستیم. باید جهت حل پرسشها کشور فکری کنیم. اینکه در تریبون ها مطرح کنیم و تحلیلمان این باشد که در آینده پابرهنگان وسط میدان می آیند و ما باید سردمدار پابرهنگان شویم، این به نظرم خدمت به کشور نیست و همه هم این را می فهمند. مردم و نخبگان کشور عزیزمان ایران این قدر کودن نشده اند که ندانند آدم ها کجا را می بینند و جهت چه چیزی حرف می زنند.

آینده آقای احمدی نژاد را چطور می بینید؟

نوع رفتاری که انجام می شود درست نیست و می تواند به اعتماد عمومی آسیب جدی وارد کند. نباید به گونه ای واکنش‌ها شود که هر کسی روزی مدیر جمهور این کشور بود بعد در موضع اپوزیسیون قرار بگیرد. در همین کشورِ دشمن ما، ایالات متحده آمریکا از وقت انقلاب تاکنون فقط یک مدیر جمهورشان (ریگان) فوت کرده، بقیه رؤسای جمهور را می بینیم که به دولت کمک و حتی به عنوان نماینده مدیر جمهور در موضوعاتی ورود می کنند.

رفاقت شما با آقای لاریجانی از چه زمانی و کجا شروع شد؟

دکتر لاریجانی را از قبل می شناختم. ایشان من را نمی شناختند (با خنده). زمانی که دکتر لاریجانی مدیر پرونده هسته ای بودند به نوع اداره پرونده هسته ای ایراد داشتم. مصاحبه هایم موجود است و در مجلس هم صحبت کردم. یادم است دکتر لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی در مجلس گزارش داد. سال ٨٤-٨٥ بود و هنوز به سمت تحریم نرفته بودیم. در آن جلسه مجلس گفتم روندی که ما پیش می رویم نهایتا «عراقیزه»کردن کشور عزیزمان ایران هست. می خواهند همان جریان را درمورد کشور عزیزمان ایران پیاده کنند و به سمتی می رویم که ما را به شورای امنیت و ذیل فصل هفتم منشور شرکت ملل متحد ببرند و بعد هم تحریم مان کنند. این صحبت در جلسه غیرعلنی بود. اتفاقا دکتر توکلی نماینده مجلس با قلم سبز یادداشتی جهت من نوشتند که فلانی تو امروز زبان شیاطین در داخل مجلس شده است ای و تلاش کردی که مجلس را از تحریم ها بترسانی. این یادداشت را نگه داشته ام.

چه سالی بود؟

احتمالا ٨٥ یا ٨٦. گاهی خاطرات روزانه مهمم را می نویسم. این را هم نوشتم و یادداشت را به آن صفحه الصاق کردم. البته بعدا نخستین نفری که از تحریم ها در نطق پیش از دستور سخن گفت دکتر توکلی بود. البته ایشان انسان متدین و دلسوزی هستند و من در جایگاهی نیستم که ایشان را خدای ناکرده تخطئه کنم. خاطره ای بود که بیان کردم.

یعنی در ابتدا شما مخالف و منتقد لاریجانی بودید؟

مخالف که نه. ولی نسبت به رویکرد پرونده هسته ای انتقادهایی داشتم تا زمانی که ایشان از دبیرخانه استعفا دادند. بعد از استعفا سریع به ملاقات ایشان رفتم. رجال ملی اینجا خودشان را نشان می دهند. ایشان بر مسیر غلط صحه نگذاشت و پست و مقام را بر منافع ملی ترجیح نداد و به نظرم اقدام ایشان بسیار قابل توجه بود. به ایشان گفتم از الان برادر شما و در خدمت شما هستم و همان وقت به ایشان پیشنهاد دادم که از پایتخت کشور عزیزمان ایران کاندیدا شوند که نهایتا از قم کاندیدا شدند و رأی آوردند و آن گاه بحث ریاست مجلس ایشان مطرح شد و در جریان فکری در کنار هم قرار گرفتیم.

برخي بر اين باورند که علی لاریجانی صورت اخمویی در سیاست کشور عزیزمان ایران هست. شما که دوست ایشان هستید، چه تصویری از ايشان دارید؟

هر روز که با آقای دکتر لاریجانی کار کنید، برایتان تازگی خواهد داشت و مطلبی یاد می گیرید. اهمیت دادن به افراد، کارشناسی، اینکه حرف ها را خوب بشنوند و انصاف و پرکاری از صفات ایشان هست. یکی از مظلومیت های ایشان این است که صورت واقعی ارزش آشنا شده است نیست و خیلی ها نمی دانند ایشان چقدر انسان دلسوز و پرکاری هست. چون صورت ایشان از دور جدی و اخموست و خیلی از رفتارهای پوپولیستی خوششان نمی آید. خاطره ای یادم آمد. در وقت آقای احمدی نژاد کنفرانس فلسطین را برگزار کردیم و قرار شد آخر جلسه از خانواده شهدای لبنان تقدیر شود. خانمی که همسر شهید بودند، با فرزندشان آمده بودند. دکتر لاریجانی و آقای احمدی نژاد و یکی، دو نفر هم جهت دادن هدایا ایستاده بودند. آقای لاریجانی بعد از سلام وعلیک، لپ فرزند را گرفت. آقای احمدی نژاد فرزند را بلند کرد و روی دوشش نشاند. تمام سالن یکپارچه شروع به دست زدن کردند. بالاخره همه افراد یک جور نیستند و بعضی ها استاد رفتارهای پوپولیستی هستند.

بحث ریاست جمهوری آقای لاریجانی تا چه حد جدی است؟ آیا در حال مقدمات کار هستند؟

اگر از من بپرسید که دکتر لاریجانی شایسته ریاست جمهوری هست، می گویم صددرصد. در فهم پرسشها کشور و پرکاری و حکمت و تلاش حداکثری ارزش جهت حل پرسشها کشور تردید ندارم و فردی بی حاشیه هستند. ولی اگر از من بپرسید آیا در این چند ماه که از انتخابات ریاست جمهوری گذشته یک جلسه با ایشان داشتید که در مورد ریاست جمهوری بحث کنید، من می گویم والله العظیم نه.

حتی به صورت تحت اللفظی هم صحبتی نداشتید؟

خیر.

شما هم از ایشان نپرسیده اید که برنامه ای جهت این عنوان دارند یا نه. چون افرادی مثل شما باید آمادگی ها را ایجاد کنند.

دروغ است که بگویم در بین سخنانم چنین چیزی نبود. شاید بعضی وقت ها در نشست های دیگری که داشتیم، یکی دو بار اشاره کرده باشم ولی اینکه من اشاره کرده باشم و ایشان استقبالی کرده باشد، این طور نبود. دوستان ما خیلی ناراحت هستند و مرتب از من می پرسند که آیا آقای دکتر لاریجانی کاری نمی کند؟

یعنی منتظر هستند اصرارها زیاد شود؟ چون تعارف که در میان نیست.

نه این طور نیست. شاید شما این حرف های مرا به نوعی تبلیغات جهت دکتر لاریجانی حساب کنید ولی ایشان غرق در یافتن راه حل جهت پرسشها کلان کشور هستند، یادم می آید یک بار سر یک موضوعی که تصویب آن در مجلس می توانست در انتخابات ١٤٠٠ اثر بگذارد، من به ایشان گفتم تصمیم را باید همه مسئولان کلان کشور با هم بگیرند و فردا این گونه نشود که افراد به شکل پوپولیستی در انتخابات ١٤٠٠ از این عنوان سوءاستفاده کنند، بلافاصله ایشان گفت این چه حرفی است می زنید. ما باید به امروز کشور و حل پرسشها آن فکر کنیم و حرف مرا در یک جمع محدود کارشناسی تخطئه کردند. بنده تلاشم این است که قیامت خودم را به پای دنیای دیگری نگذارم. اینکه آقای لاریجانی می خواهد مدیر جمهور شود و ما دروغ بگوییم و به جهنم برویم، چه نفعی دارد. خب بهتر است مدیر جمهور نشود. ولی تا الان ایشان با ما حتی یک جلسه هم در مورد اینکه می خواهند برنامه ای جهت ریاست جمهوری داشته باشند، نداشتند.

زمزمه هایی بود که شما کاندیداي وزارت کشور هستید. اصل ماجرا چه بود؟

بلافاصله بعد از انتخابات پیشنهادهایی بود، صحبتی درخصوص وزارت هم شد. ولی با صحبتی که بین جناب آقای دکتر روحانی و جناب آقای دکتر لاریجانی صورت گرفت، به این جمع بندی رسیدند که از مجلس کسی براي وزارتخانه ها استفاده نشود. ولی بعد از آخر رأی اعتماد وزرا، از دولت با من تماس گرفتند که پیش نویس حکم شما جهت معاونت پارلمانی مدیر جمهور براي امضا آماده است چه کنیم؟ بنده گفتم که با آقای دکتر لاریجانی صحبت کنید. گویا دکتر لاریجانی مخالفت کردند. درنهایت مجموعه دوستان ما در مجلس صلاح ندیدند و گفتند در مجلس می توانیم مؤثرتر باشیم.

اخبار سیاسی – شرق

واژه های کلیدی: زندان | زندانی | کهریزک | لاریجانی | علی لاریجانی | اخبار سیاسی و اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs