سؤال ایران تصویر تماشا هنرپیشه ورزشگاه

سؤال: ایران تصویر تماشا هنرپیشه ورزشگاه استاديوم هنرپیشه زن بازی والیبال تیم ملی والیبال

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی روحانی غیرت داشت که دعوت ترامپ را رد کرد / احمد توکلی

«بنده حرفم این هست. ما وضعمان خراب‌تر از این است که بتوانیم با تکیه بر این مباحث نظری کاری را پیش ببریم. باید به سمت عمل‌گرایی برویم. هر کسی می‌خواهد سر کار باش

روحانی غیرت داشت که دعوت ترامپ را رد کرد / احمد توکلی

احمد توکلی: روحانی غیرت داشت که دعوت ترامپ را رد کرد

عبارات مهم : سیاسی

«بنده حرفم این هست. ما وضعمان خراب تر از این است که بتوانیم با تکیه بر این مباحث نظری کاری را پیش ببریم. باید به سمت عمل گرایی برویم. هر کسی می خواهد سر کار باشد، این که سیاستمداران به سمت اغنیاء گرایش پیدا کردند کنار بگذاریم و به سمت توده های مردم که فداکارتر هستند، برویم. نمی گویم اغنیاء را کنار بگذاریم، می گویم جهت گیری مان را اصلاح کنید.»

به گزارش نامه نیوز ؛ «چند ماه از انتخابات گذشته ولی فضای سیاسی همچنان درگیر حاشیه های این مسابقه هست. دو سال تا انتخابات مجلس و چهار سال تا انتخابات ریاست جمهوری آتی وقت داریم ولی اغلب صورت ها و فعالان سیاسی کشور بعد از جمله «هنوز سریع است» اتفاقات و تغییرات پیش رو را آینده نگری می کنند! این فضای کم سابقه در ساحت سیاسی کشور عزیزمان ایران متاثر از ائتلاف های اخیر و ظهور گفتمانی به نام اعتدال است.

روحانی غیرت داشت که دعوت ترامپ را رد کرد / احمد توکلی

از همین است که دولت دوم روحانی به عنوان پرچمدار این گفتمان با حرف و حدیث های بسیاری همراه شده است و هر یک از جریان های سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا تلاش دارند او را به سمت خود بکشند. این فضا از رویدادهای دیگری همچون عدم حضور آیت الله هاشمی، زمزمه های پررنگ شدن نقش ناطق نوری، بازی های سیاسی طیف احمدی نژاد و شکست جمنا در انتخابات اخیر نیز متاثر هست. همین فضا موجب شده است است که بعضی از اشخاص شاخص سیاسی همچون احمد توکلی بر ضرورت کنار گذاشتن خط کشی های سیاسی تاکید داشته باشند.

او در گفت وگو با نامه نیوز اعتقاد است که دسته بندی های سیاسی همچون قبل قرص و محکم نیست بعد باید به دنبال همفکری و وحدت جریان های موجود بود.

«بنده حرفم این هست. ما وضعمان خراب‌تر از این است که بتوانیم با تکیه بر این مباحث نظری کاری را پیش ببریم. باید به سمت عمل‌گرایی برویم. هر کسی می‌خواهد سر کار باش

گفت وگوی نامه نیوز با این صورت سیاسی را در ادامه می خوانید:

به نظر شما آقای ناطق نوری بعد از استعفا از ریاست بازرسی دفتر رهبری در عرصه سیاست فعال تر خواهند شد؟

من از تصمیم آقای ناطق خبر ندارم ولی فعال تر شدن آقای ناطق در عرصه سیاست را با توجه به تجربیاتی که دارند، مثبت می دانم.

جریان اصولگراها آماده پذیرش ایشان است؟

روحانی غیرت داشت که دعوت ترامپ را رد کرد / احمد توکلی

پذیرش افراد نسبت به یکدیگر نسبی هست. بعضی ها زیاد و بعضی ها کمتر آماده پذیرش هستند. به هر حال اختلافات درون جناحی و اختلاف نظر وجود دارد.

می فرمایید که پذیرش نسبی است و اختلاف نظرهایی وجود دارد. آقای باهنر نیز گفته اند که بدون هیچ شرط و شروطی از ناطق نوری دعوت می کند. این مباحث در کنار هم به معنی آن است که اصولگرایان احتمالا جهت پذیرش نقش فعال تر آقای ناطق نوری پیش شرط هایی دارند؟

من فکر نمی کنم نیازی به شرط و شروط گذاشتن باشد. به هر حال آقای ناطق یک سیاستمدار باسابقه است و در دوره هایی نظراتی ارائه کرده که به عنوان نمونه با نظر من متفاوت بوده هست. به هر حال من یا دیگران یک محدوده تعریف شده است ای نداریم که بگویم آقای ناطق باید شرط ما را بپذیرد. طبیعتا هنگامی که فعال شوند، مراودات زیاد می شود و نظریات زیاد به هم نزدیک خواهد شد.

«بنده حرفم این هست. ما وضعمان خراب‌تر از این است که بتوانیم با تکیه بر این مباحث نظری کاری را پیش ببریم. باید به سمت عمل‌گرایی برویم. هر کسی می‌خواهد سر کار باش

به نظر شما فعال تر شدن آقای ناطق چقدر به اصولگرایان کمک می کند تا جایگاه خود را ارتقا دهند و موفقیت های بیشتری به دست آورند؟

من از اتحاد همه مسلمان ها دفاع می کنم؛ چه برسد به اتحاد کسانی که همفکری بیشتری با هم دارند و در نتیجه این کار را مثبت می دانم. حتی از نزدیک شدن اصولگراها و اصلاح طلبانی که اشتراکات زیادی دارند نیز لااقل در حوزه همان اشتراکات دفاع می کنم.

روحانی غیرت داشت که دعوت ترامپ را رد کرد / احمد توکلی

اگر آقای ناطق ترجیح بدهند که به نحوی از اعتدالیون یا اصلاح طلبان حمایت کنند، فعال شدن او در اردوگاه اصولگرایی چه تاثیری خواهد داشت؟

توجه داشته باشید که این دسته بندی ها دیگر آن قدر قرص و محکم نیست. جریان های سیاسی را نمی توان با دیواره های بتنی از هم جدا کرد، لیکن در عرصه عمل خلاف بعضی از دعاوی ثابت شده است هست. خیلی از کسانی که ادعای اعتدال می کنند، اگر سر کار بیایند خیلی سخت گیر خواهند شد. بعضی از اصلاح طلبان که طرفدار آزادی طرفین هستند، نیز هنگامی که قدرت دستشان بیفتد، بی رحمی نشان می دهند. بعضی از اصولگرایان که مدعی توجه زیاد به عدالت و مستضعفان هستند نیز در عمل به نحوی زندگی می کنند که اصلا با این دعاوی سازگار نیست. در نتیجه اگر سیاستمداری مثل آقای ناطق در یک برهه زمانی به یک دسته و گروه سیاسی نزدیک شود و از یک جریان سیاسی فاصله بگیرد، این به معنای عوض کردن ماهیت نیست. بالاخره آقای ناطق یک اصولگراست و مبانی فکری اش کاملا مبانی دینی هست. به نظر من مواقع مقطعی باعث عوض کردن ماهیت سیاسی و اعتقادی او نشده است.

به آقای احمدی نژاد بپردازیم. بر خلاف آن چیزی که بعضی ها آینده نگری می کردند، او در پست خودشان در مجمع تشخیص مصلحت ابقاء شد. این ابقاء شدن به تعبیر بعضی دادن وقت دوباره به او هست. آیا تغییری در آقای احمدی نژاد مشاهده می شود که بر مبنای آن بگوییم وقت دوباره ای به او داده شده است است؟

نمی دانم. فکر نمی کنم عوض کردن رخ داده باشد. بالاخره او خود را یک فرد موثر و صاحب نظر می داند و در بعضی مسایل نیز تجربه پیدا کرده و نظراتی دارد. نگاهی به ترکیب مجمع تشخیص مصلحت نیز نشان می هد که عنصرهای مختلفی آنجا جمع شده است اند تا فرآیند نظرات گوناگون از زوایای متفاوت در پرسشها مهم، به خاص مصالح کشور تسریع داده شود.

یعنی اعتقاد هستید که حضور احمدی نژاد در مجمع معنای خاصی ندارد؟

به هر حال کسانی که مسئولیت دارند یا قبلا داشته ند، کم و زیاد در مجمع تشخیص مصلحت حضور دارند.

اخیرا گفته اند که احتمالا احمدی نژاد جهت انتخابات مجلس نامزد می شود. این احتمال را چقدر جدی می دانید و در این صورت فضای سیاسی کشور عزیزمان ایران چطور باید با پدیده احمدی نژاد برخورد کند؟

فضای مجلس متفاوت از ریاست جمهوری است و نباید آنها را هم سنگ دانست.

فکر می کنید اگر نامزد مجلس شود، رای می آورد؟ اگر چه گفته که از گرمسار نامزد می شود ولی او تجربه عدم راه یابی به مجلس به عنوان نماینده پایتخت کشور عزیزمان ایران را دارد.

فکر می کنم اگر شرایط همان طور که الان است ادامه یابد و احمدی نژاد نامزد شده است و تایید صلاحیت شود، رأی می آورد.

از شهرستان خود؟

بله.

راه یابی احمدی نژاد و همفکرانش به مجلس یازدهم چه تغییراتی در بافت مجلس ایجاد می کند؟

نمی دانم. دو سال پیش رو خیلی چیزها را عوض می کند. من نمی توانم دو سال دیگر را آینده نگری کنم؛ در صورتی که نوسان اوضاع زیاد است.

وقتی از جریان اصولگرایی صحبت می کنیم باید به جمنا و نقش آن در وحدت اصولگرایان نیز پرداخت. به نظر شما جمنا با توجه به ناکامی قبلی چقدر موثر خواهد بود؟

از چه نظر موفق نبود؟

از این نظر که نامزد مورد حمایت جمنا مدیر جمهور نشد.

این مساله تنها یک علت واحد نداشت. اگر نامزد جمنا رأی نیاورد فقط به کارکرد جمنا مربوط نیست بلکه به کارکرد و سوابق همه مذهبی ها، به کارکرد نهادهای دیگر کشور از جمله شورای نگهبان، به کارکرد دولت، تبلیغات مخرب اصلاح طلبان و به ده ها علت دیگر مربوط هست. بنابراین اصولگرایان از طریق جمنا یک حرکت تازه ای کردند که می توان به آن افتخار کرد. همچنین می توانند این جبهه را تشویق و حتی اصلاح کنند. جمنا نیز تلاش کرد که از بدنه طرفداران خود نیروها را گزینش کرده و اوج بیاورد. آنها نیز مرحله به مرحله دایره را تنگ تر کرده و به یک گزینه واحد رسیدند.

از طرفی مردم را به همکاری تشویق کردند و یک حرکت پایین به اوج انجام شد. نتیجه بخش بودن جمنا صرفا به معنی رای آوری گزینه آن نیست و همین حرکت به معنی موثر بودن آن هست. اتفاقا این روش بهتر از روش برادران و خواهران اصلاح طلب است که خودشان نشستند و تصمیم گرفتند و بدنه را همکاری ندادند. به عبارتی جمنا موثر بود و اصولگرایان از نظر روش برتری داشتند حالا این که نامزدشان رأی نیاورد و برنده نشد، در مرتبه دوم اهمیت است لیکن رأی بالایی هم کسب کرد.

به این ترتیب ترجیح می دهید که یک جبهه نقش محوری را ایفا نکند نه یک فرد.

بله. دقیقا. به این خاطر که همکاری عنصرهای سیاسی با این روش زیاد خواهد بود.

فکر می کنید همه گروه های اصولگرا از جمله سنتی ها و پایداری ها می توانند حول محور جمنا متحد شوند؟

من به دنبال صد نیستم و اساسا در عالم سیاست نمی توان دنبال صد بود. این که همه گروه ها در یک تشکل حضور داشته باشند، همه همکاری کنند و همه به یک کاندیدا رای دهند در عالم سیاست امکان پذیر نیست. ما دنبال مقدورات هستیم و گزینش احسن می کنیم. در شرایطی که اگر گروه ها متفرق باشند، نخواهند توانست هیچ کجا نفوذ کنند. اصولگرایان متحد شدند و یک رای نسبتا خوب کسب کردند. اگر جمنا نبود و اصولگرایان ۵ نامزد داشتند هر کدام دو، سه میلیون رای می آوردند. روشن است که با رای دو، سه میلیونی هر نامزد خود به اندازه الان که ۱۶ میلیون رای آوردند، قدرت نفوذ پیدا نمی کردند.

بله، اتفاقا شاهد بودیم که بعد از انتخابات جناح اصولگرا روی این عدد ۱۶ میلیون خیلی مانور داد و آن را یک پیروزی تلقی کرد. به نظر شما آقای رئیسی با ۱۶ میلیون رای توانایی به عهده گرفتن نقش لیدر اصولگرایان را دارد؟

نمی دانم. باید منتظر حوادث و اتفاقات بعدی بود و سپس در این خصوص اظهار نظر کرد لیکن انتخابات ریاست جمهوی نخستین کنش سیاسی مهم آقای رئیسی بود لذا باید دید که بعدا چه می شود.

سراغ اصلاح طلبان برویم. صحبت های اخیر بهزاد نبوی مورد اعتراض واقع شد. به نظر شما علت این اعتراضات چه بود؟

صحبت های آقای نبوی چه بود؟

برخی اصلاح طلبان حرف های بهزاد نبوی در حمایت از دولت و اعتراض به اصلاح طلبان را نپسندیدند. آیا افرادی مانند نبوی و حجاریان محافظه کار شده است اند؟

محافظه کار نیستند. به نظرم عاقل تر از بقیه هستند. البته ممکن است ما نقطه نظرات آنها در مورد آقای روحانی را قبول نداشته باشیم ولی این که اینها بر اساس واقعیت موجود به تندروها هشدار می دهند علیه روحانی تبلیغ نکنند، نوعی دعوت به واقع نگری هست. آنها می دانند که الان با تخریب روحانی به قدرت نمی رسند لذا باید به شرایط موجود بسنده کنند. به نظرم حداقل کسانی که روحانی را سر کار آوردند باید زیاد تلاش کنند که او موفق باشد. البته هم ما مسلمان هستیم و اعتقاد داریم که موفقیت روحانی به معنای موفقیت مردم است لذا از او حمایت می کنیم.

به هر حال بعضی از اصلاح طلبان به روحانی انتقاد دارند و گمان می کنند که او در دوره دوم ریاست جمهوری خود محافظه کارانه تر عمل می کند و نوعی چرخش به راست داشته هست. نظر شما در این خصوص چیست؟

من بیش از آن که روحانی چه می کند و به کدام سمت می چرخد به ناتوانی دولت حساسیت دارم. به نظر من دولت از توانایی کافی برخوردار نیست و ما باید کمک کنیم که توانا شود. الان وضع اقتصادی مردم اصلا خوب نیست. احساس تعلق خاطر مردم کم شده است و جهت احقاق حقوق معمولی خود باید با خشونت روبه رو شوند. اوضاع صندوق های تعاونی های اعتبار را می بینیم و مسلما مسئولان دولتی مسئول هستند؛ چه در دولت قبل و چه در این دولت. رسیدن کار به اینجا به جامعه خبر می دهد و می گوید: مردم! اگر شما پولتان را در یک موسسه ای که یک زیر نگاه همه مسئولان او تحت سرپرستی بانک مرکزی هست، سرمایه گذاری کنید، آنها پول شما را هدر داده و نه تنها پول خودتان را برنمی گردانند بلکه اگر اعتراض کنید بر سرتان می زنند. این خبر خیلی بد است.

فرقی نمی کند که روحانی سر کار باشد یا احمدی نژاد یا خاتمی. این جهت همه و جهت نظام بد هست. به نظر من بهتر است به فکر این واقعیت هایی دردناکی باشیم که کشور را آزار می دهد نه این که مدام بگوییم روحانی به جناح راست نزدیک شده است یا به جناح چپ. هر کجا می خواهد باشد، واقعیت زندگی مردم را ببیند و جهت آن چاره اندیشی کند.

البته اوضاع اقتصادی و مسایلی که جهت مردم ملموس تر هست، از اهمیت بسیاری برخوردار است ولی به هر حال فعالان و جریان های سیاسی کشور باید وظیفه خود را با افراد متفاوت بدانند و روشن باشد که چه کسی در کدام جریان تعریف می شود. در غیر این صورت در بزنگاه های بعدی نخواهند دانست که روی چه کسانی می توانند حساب کنند. موافق نیستید؟

قبلا هم گفته ام اگر آقای روحانی با فساد مبارزه می کرد، من به او رای می دادم؛ بدون توجه به این که طرفدار چه کسی هست. من می گویم شما به واقعیت نگاه کنید. هر لحظه در تقسیم بندی های مجازی و وهمی گرفتار نباشیم. الان کدام اصولگرا یا اصلاح طلب دلش جهت فقرا و مردم می تپد؟ این ها باید همدیگر را دریافته، تفاهم کنند و در مشترکات به یکدیگر کمک کنند؛ به جای این که همه اش از این پرسشها دروغ گرایانه حرف بزنند. بنده حرفم این هست؛ ما وضعمان خراب تر از این است که بتوانیم با تکیه بر این مباحث نظری کاری را پیش ببریم.

باید به سمت عمل گرایی برویم. هر کسی می خواهد سر کار باشد، این که سیاستمداران به سمت اغنیاء گرایش پیدا کردند کنار بگذاریم و به سمت توده های مردم که فداکارتر هستند برویم. نمی گویم اغنیاء را کنار بگذاریم. می گویم جهت گیری مان را اصلاح کنید. دو طرف می توانند با اصلاح جهت گیر ی خود و حرکت به سوی توده های مردم تصمیمات درست تری بگیرند. اصلاح طلبان نگویند چون اصولگرایان این تصمیم را گرفتند انجام نمی دهیم، یا اصولگرایان نگویند چون اصلاح طلبان این نظر را داده اند ما کمک نمی کنیم. این رویه را کنار بگذارند.

این صحبت شما و ایده آلی که ترسیم می کنید نهایتا می تواند موجب شکل گیری یک گفتمان تازه یا جناح میانه رو متشکل از اصلاح طلبان و اصولگرایان باشد؟

من طرفدار این هستم. نمی دانم چقدر تحقق پیدا می کند ولی من اعتقاد دارم که از هر دو جناح سیاسی افرادی که دردمندتر بوده و دغدغه مردم، اسلام و کشور عزیزمان ایران را دارند، باید به هم کمک کنند و بار از دوش مردم بردارند، سنگ از جلوی پای نظام بردارند.

برخی اعتقاد هستند که فضای سیاسی کشور عزیزمان ایران به همین سمت می رود و میانه روها در هر دو جریان سیاسی کشور فعال تر شده است اند. به نظر شما دیدار اخیر جامعه روحانیت مبارز با آقای روحانی به معنای فعال تر شدن راست های سنتی و نزدیکی آنها با آقای روحانی و جریان اعتدالی است؟

به این مساله نیز با همان ملاک قبلی ام نگاه می کنم. به نظر من آقای روحانی که عضو جامعه روحانیت مبارز هست، نباید جلسات جامعه را ترک کند. باید برود. آقای مطهری که خدا رحمتش کند، به روحانیت می گفت: «ماهی یک دفعه بنشینید دور هم چای بخورید و قلیان بکشید، باز به نفع اسلام می شود. هنگامی که همدیگر را ببینید، یک اشتراکاتی آشکار می شود و با کمک یکدیگر به اسلام کمک می کنید.» الان نیز همین را می گوییم.

و فکر می کنید آقای روحانی جهت آشکار شدن این اشتراکات از این به بعد در جلسات جامعه شرکت می کند و به اصولگرایان سنتی زیاد نزدیک می شود؟

نمی دانم. خدا کند که این رفت و آمدها به سود مردم منجر شود.

برای جمع بندی به موضوعی بپردازیم که کمی به سیاست خارجی مربوط هست. به نظر شما آیا آقای روحانی دعوت ترامپ را جهت گفت وگو رد کرد؟

واقعا شما فکر می کنید باید قبول می کرد؟ اتفاقا سریع توضیح داد. آمریکا زیر سندی که ۱۰۰ تا امضاء پای آن هست، می زند و آن را در هاله ای از ابهام می برد. این کشور صلاحیت دارد که با او مذاکره کنیم؟ ثانیا عنوان مذاکره خیلی مهم هست. تمام نشست های بین المللی و ملی حول و حوش دستوری می چرخد، اگر دستور جلسه عنوان باطلی باشد، شرکت در آن حماقت خواهد بود.

ما در مورد این که باید قبول می کرد یا باید رد می کرد، صحبت نمی کنیم. سوالم این است که رد کردن این پیشنهاد صرفا بر مبنای رویکرد سیاست خارجی دولت بوده است یا احتیاط های داخلی و تلاش جهت جلب نظر بعضی گروه های داخلی نیز در آن تاثیر داشته است؟

مگر آقای روحانی فرشته است که محیط در او تاثیر نداشته باشد؟ حتما تاثیر گذاشته و تاثیر درستی نیز گذاشته هست. روحانی دیده که تمام آبروی خود را جهت برجام گذاشته و آمریکایی ها به او به عنوان فردی که این همه تلاش کرده بزرگراه را جهت برطرف پرسشها صاف کند، نامردی کرده اند. یک انسان راحت و معمولی هم که باشد، می فهمد که گفت وگو با کسی که زیر امضاهای قبلی می زند، حماقت هست. چه برسد به آدم باهوشی مثل روحانی. آمریکا حالا می گوید که در مورد موشک صحبت کنیم؟ غلط می کند می خواهد با ما صحبت کند. ما اجازه نمی دهیم. این ناشی از عقلانیت روحانی بود و غیرت داشت که این کار را نکرد.

آقای روحانی در پرسشها سیاست خارجی (علاوه بر عنوان پیشنهاد آمریکا) مواضع تندتری نسبت به دولت قبل اتخاذ کرده است و این خوشایند جریان اصولگراست. به نظر شما این امر می تواند باعث نزدیکی میانه روها و اصولگراها شده است و ما در مراحل بعدی شاهد ائتلاف آنها باشیم؟

نمی دانم در مرحله بعدی چه اتفاقی می افتد ولی من از شما گله می کنم که این موضع آقای روحانی را با خط جناحی تقسیم می کنید. کدام اصولگرای عاقلی است که یک جو عقل و غیرت داشته باشد و راضی شود در مورد موشک ها با ترامپ لات مذاکره کند.

ما تقسیم بندی نمی کنیم. فقط می خواهیم ریشه یابی کنیم جهت این که بدانیم مواضع روحانی در سیاست خارجی در تعامل او با جناح های سیاسی چه تاثیری دارد و بر تصویر از آنها چه تاثیری می گیرد. به هیچ وجه در مورد درست یا غلط بودن این مواضع و به خصوص رد کردن پیشنهاد مذاکره با آمریکا قضاوت نمی کنیم.

بله می تواند تاثیر داشته باشد. همچنان که باید در بین اصلاح طلبان نیز تاثیر گذارد. آنها باید موضع خودشان را تصحیح کنند. اصلا اصلاح طلب کسی است که در شرایط متفاوت انعطلاف زیاد به خرج می دهد. آمریکا صددرصد در مورد موضوعی که این همه ما جهت آن مایه گذاشتیم، عوض کردن موضع داده و دستاوردهایی که منتظر آن بودیم همه برعکس شده است هست. تحریم ها را به بهانه های دیگر اضافه می کنند. خب آدم عاقل این طور موضع نمی گیرد. یک اصلاح طلب باید در شرایط متفاوت مواضع متفاوتی داشته باشد.

واژه های کلیدی: سیاسی | روحانیت | اصلاح طلب | اصولگرایان | احمدی نژاد | اصلاح طلبان | اخبار سیاسی و اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs